اين چنين نقشي اگر در چين بود

شاعر : اوحدي مراغه اي

قبله‌ي خوبان آن ملک اين بوداين چنين نقشي اگر در چين بود
مشتري، يا زهره، يا پروين بود؟اين چنين رخسار و دندان و جبين
هر چه حلوايي دهد شيرين بودگر دهي دشنام ازان لبها دعاست
عهد خوبان را بقا چندين بودگر دلت سير آيد از من طرفه نيست
في‌المثل گر سوره‌ي ياسين بودگوش بر گفتار ما کمتر کني
با غريبان اسب لطفت زين بودز آشنايان همچو فرزين بگذري
جمله صلحت خشم و مهرت کين بودچون به بخت اوحدي آيد سخن